كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
626
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ إِنْ كادُوا و به درستى كه خواستند اهل مكّه لَيَسْتَفِزُّونَكَ تا ترا بلغزانند به دشمنىها مِنَ الْأَرْضِ از زمين مكّه لِيُخْرِجُوكَ مِنْها تا ترا بيرون كنند از ان وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ و آنگاه كه چنان شود درنگ نهكنند خِلافَكَ پس از رفتن تو إِلَّا قَلِيلًا مگر زمانى اندك آنچنان بود كه بعد از هجرت به اندك زمانى واقعه بدر دست داد و هلاك گشتند و قولى آنست كه يهود را از اقامت آن حضرت ص در مدينه حسد آمد گفتند اى ابو القاسم مقام انبياى پيشين عليهم السلام زمين شام بوده و اگر تو پيغمبرى و خواهى كه ترا تصديق كنيم بايد كه بشام روى و آنجا ساكن شوى و آن حضرت ص عزم سفر مصمم فرمود و اين آيت فرود آمد كه ترا از زمين يثرب دور افگنند و اگر چنين باشد پس از تو چندانى نپايند آن حضرت ص فتح عزيمت نمود و اندك زمانى را قبائل يهود بقتل و جلا معذّب شدند پس بدين قول اين آيت مدنى باشد و بقول اوّل مكى پس مىفرمايد كه سنت نهادهايم سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا سنت نهادنى براى آنها كه فرستاديم قَبْلَكَ پيش از تو مِنْ رُسُلِنا از فرستادگان ما و آن سنت هلاك امتان است بتكذيب پيغمبران وَ لا تَجِدُ و نيابى تو لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا مر سنت ما را تغيرى و تبديلى أَقِمِ الصَّلاةَ بپادار نماز را لِدُلُوكِ الشَّمْسِ بعد از زوال آفتاب إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ تا تاريكى شب بعد از زوال نماز پيشين است و پسين و تا غسق الليل نماز شام و خفتن وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ و بهپاى دار نماز بامداد را و نماز را قرآن گفت براى آنكه قرائت قرآن درو فرض است إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ به درستى كه نماز بامداد كانَ مَشْهُوداً هست ديده شده يعنى مىبينند او را ملائكه ليل و نهار فرشتگان شب او را مشاهده مىكنند و در آخر ديوان اعمال ليل ثبت مىنمايند و ملائكهء روز او را مىبينند و افتتاح ديوان اعمال نهار به دو مىكنند وَ مِنَ اللَّيْلِ و بعضى از شب فَتَهَجَّدْ پس بيدار شو بِهِ به قرآن يعنى به نماز نافِلَةً لَكَ زيادتى مر ترا بر صلاة مفروضه يا فضيلتى مرا ترا يا غنيمتى و كرامتى مخصوص به تو عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ شايد وابسته چنين بود كه بدارد خداى تو ترا مَقاماً مَحْمُوداً در مقامى پسنديده يعنى مقامى كه قائم درو ستوده باشد بستايش همه ستايندگان و آن مقام شفاعت است كه حضرت رسالتپناه را در ان مقام ستايش كنند خلق اولين و آخرين و او بر همه مشرف باشد و در زاد المسير آورده كه حق سبحانه وى را روز قيامت بر عرش نشاند و در لباب از عمر فاروق رض نقل مىكند كه حضرت پيغمبر در تفسير مقام محمود فرمود كه نزديك گرداند مرا خدا و بنشاند با خود بر عرش لفظ حديث اينست كه يديننى اللّه فيقعدنى معه على العرش و معيت را همان معنى مىگويند كه عنديت را در ان آيت كه ان الذين عند ربك يعنى مراد مكانت است نه مكان و منزلت است نه منزل امام ثعلبى آورده كه استواى حق سبحانه بر عرش بر وجهى نيست كه مماس او شود تا مكان او گردد بلكه اكنون بر همان صفت است كه پيش از آفريدن عرش بود چه ازلا و ابدا قائم بذات خود است پس نشاندن مصطفى بر عرش يا بر زمين نسبت بذات خودش يكسان است و مقصود از اجلاس او بر عرش تكريم و تعظيم آن حضرت ص است و در عين المعانى فرموده كه مقام محمود مقامى است از عرش كه پيغمبر را به دو گرامى كنند قولى آنست كه مقام محمود آنجا است كه لواى حمد بدست آن حضرت دهند و هيچ پيغمبرى نباشد خواه آدم ع و خواه غير او الا كه در تحت لواى وى باشند بيت نى همين زير لواى دولتش مائيم و بس * آدم و من دونه تحت لواى مصطفى ص است . . . . . صاحب فتوحات قدس سره آورده كه مقام محمود مقامى است مرجع جميع مقامات و منظر تمام اسماى الهيه كه مختص است بمقامات و آن خاصهء حضرت محمد ص است و باب شفاعت درين مقام گشاده مىشود در بحر الحقائق . فرموده كه مقام محمود اللّه است و قيام حضرت پيغمبر به حق نه بنفس خود بلسان اشارت مقام محمود است شعر اى ذات تو در دو كون مقصود وجود * نام تو محمد و مقامت محمود .